تبليغاتX
(زورق شکسته)
(زورق شکسته)

شعر و تحلیل سیاسی


ولایت فقیه

 

 

از چه می ترسیم؟؟

 

 

دیروز مصاحبه زیبایی را از دکتر محسن رضایی در روزنامه اطلاعات خواندم ایشان در بخشی از بیانات خود از رهبر انقلاب نقل قول کرده بودند که هر انتقادی را با انگ مخالفت با ولایت فقیه سرکوب نکنید. اگر این جمله و روایت درست باشد که احتمالا هم درست و مستند باشد حرف بدی نیست. البته اگر در حد حرف نباشد.

ایشان بزرگترین مشکل نظام را در حال حاضر افراط گری عنوان کرده بودند. ولی مشخص نکرده بودند که عوامل این افراط چه کسانی هستند.این روزها واژه ولایت فقیه که قبلا یک بحث کاملا دینی و اعتقادی بود وارد ادبیات سیاسی کشور شده است و هر کسی دوست دارد مطابق با منافع خود آنرا تعریف و بهره برداری نماید.

از دو حالت خارج نیست ولایت فقیه یا امری الهی است و تابع حمایت و مشیت الهی و یا چیزی ساخته و پرداخته ذهن بشری

اگر ولایت فقیه الهی باشد انسان نمی تواند به آن آسیبی برساند همان طوری که ادیان در طول تاریخ دشواریهای زیادی کشیدند ولی ماندگار شدند. عیسی به صلیب کشیده شد اما دین او برجا ماند. و یا پیشوایان دین اسلام که سختی های زیادی کشیدند اما ماندگار و جاودانه شدند.

حال اگر بحث ولایت فقیه ساخته و پرداخته بشر باشد و مبنای الهی نداشته باشد در طول تاریخ از میان خواهد رفت و محکوم به فناست . و این مساله را با سرکوب مردم نمی توان جا انداخت.

درحال حاضر مشکلات اساسی مملکت ولایت فقیه نیست بلکه عوامل خودسر و مرتجعی هستند که به نام رهبری و ولایت فقیه و سو استفاده از نام رهبر مخالفان خود را به مسلخ می کشند. نمونه این اقدامات خودسرانه را قبلا در داستان قتل های زنجیره ای دیدیم که تمام کاسه کوزه ها را بر سر مرحوم سعید امامی شکستند و با دستور آقای خاتمی فتیله را پایین کشیدند و عوامل پشت پرده مشخص نشدند.

چند روز پیش عکس حضرت امام خمینی را ظاهرا پاره کردند و صدا و سیما نیز گزارش این حرکت زشت را پخش نمود بی اختیار یاد فیلم کنفرانس برلین افتادم ظاهرا یک سناریوی دیگر در حال شکل گیری است.

بسیاری از عناصر افراطی با انتساب خود به رهبر انقلاب آبرو و حیثیت و جایگاه بزرگ ایشان را در افکار عمومی لکه دار کرده اند و جالب هم این است که خود دستگاه رهبری با این حرکات موافق نیستند. آنها با رفتار زشت و خودسرانه خود رهبری را در بین مردم از محبوبیت و جایگاه  سابق انداخته اند و برایش پشتوانه ای  نگذاشته اند و این واقعیت تلخی است که باید باور کرد

می گویند روزی یکی از دوستان و مریدان ظاهری ابوسعید ابوالخیر از کرامات ابوسعید و راه رفتن او بر روی آب سخن می گفت. گفتند ما این مساله را از ایشان پرسیدیم تکذیب کردند. مرید ظاهری گفت ابو سعید غلط می کند وقتی من می گویم او روی آب راه می رود حتما راه می رود ... می کند نظر مرا رد کند!!!!!

به هر حال شاید در همین حد کفایت کند .

اگر مدتی نه چندان دور همین مرتجعین داخلی و کاسه های داغتر از آش مقام معظم رهبری را به مخالفت با ولایت فقیه متهم کردند اصلا تعجب نکنید هیچ چیز از این ها بعید نیست.

 

سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

برای امام حسین عزیزم

 

 

وقتی که  اسبها می تازند

 

 

 

 

چند سال پیش ماه محرم را تبریز بودم  به اصرار یکی از دوستان که از مقامات دولتی هم هست شب را مسجد مارالان رفتیم که یکی از محلات بسیار قدیمی تبریز است.

شب سخنرانی به نام آقای حجه الاسلام نظری از ارومیه آمده بودند که در مورد سایت های ضد شیعه و وهابیون روشنگری نمایند. ایشان در بخشی از بیانات خود اعلام نمودند روز عاشورا قاتلان امام حسین سیصد هزار نفر بودند . آنها برای این که جنازه شهدا تکه پاره شود نعل تمامی اسبها را عوض کردند و بر جنازه ها تاختند و تمامی شهدا زیر سم اسبان تکه تکه شدند.

مردم با شنیدن این سخنان بر سر و روی خود می کوبیدند و فضای عجیبی شکل گرفته بود.

من مانند انسانهای بی اعتقاد فقط روی یک تکه کاغذ آمار و ارقام را آنالیز می کردم که متاسفانه عقلم به جایی نرسید.

در زمان قدیم هر نعل نزدیک نیم کیلو وزن داشت که برای هر اسب نزدیک دو کیلو نعل لازم است که به اضافه میخ و چکش هر محموله نزدیک سه کیلو می شود .

اگر سه ضربدر سیصد هزار اسب شود رقمی حدود نهصد تن نعل و میخ می شود که با عقل جور در نمی آید از طرفی برای نعل کردن یک اسب دو نفر لازم است یکی باید اسب را نگه دارد تا دیگری نعل را بکوبد.

بسیاری از ما در زمان استرس حتی قادر به کوبیدن یک میخ تابلو بر دیوار نیستیم نمی دانم در آن فضای پر از استرس چگونه عده ای با آرامش خاطر به فکر تعویض نعل و تاختن بر جنازه شهدا افتاده بوده اند.

آنچه که مورد قبول است اصل تاختن بر جنازه مطهر شهداست . پس از پایان عاشورا عده ای از مردم و دشمنان حضرت امام حسین نعل همین اسبها را به عنوان تبرک برداشتند و بر در خانه ها و مغازه های خود آویزان نمودند که برایشان برکت بیاورد.

آنها اعتقاد داشتند که حضرت امام حسین و یارانش دشمن خدا بودند.

 برایم بسیار جالب است که هنوز بسیاری از مردم ایران نیز بدون اینکه اطلاعی از اصل قضیه و ریشه های این نعل داشته باشند هنوز هم نعل را بر در مغازه های خود دارند نمونه این نعل ها را می توانید در تهران میدان 7 تیر و پیاده روهای امتداد مسجد الجواد ببینید.

به هر حال سخنان این برادر عزیز روحانی نه تنها رفع ابهام نکرد بلکه اصل قضیه شهادت و قیام کربلا را هم زیر سوال برد و ابهامات جدیدی را هم رقم زد.

واقعیت این است که برای بسیاری از علمای دینی شیعه اصل گریاندن مردم به هر قیمت است.

درحال حاضر کسی نمی پرسد حسین و یارانش چرا به شهادت رسیدند مهم این است که چگونه شهید شدند!!

قیام و شهادت حضرت امام حسین و یاران با و فایش بزرگترین تراژدی تاریخ  جهان تشیع است.

حسین شهید شد تا اسلام بماند.

حسین برای اسلامی شهید شد که ارزشش را داشت.

 

او بین مرگ با عزت و زندگی در خفت مرگ را برگزید مرگی که برای اسلام جاودانگی را در بر داشت.

اما ما تا چه حد او را شناخته ایم ؟

نمی دانم آیا امام حسین و یارانش با دیدن خرافات و بدعت های مربوط به مراسم مذهبی ویژه ماه محرم دلشان به درد می آید یانه؟؟

اعتقاد من بر این است که یزید جسم امام حسین را کشت و لی نتوانست اندیشه و روح او را در هم بشکند.

اما ما به عنوان پیروان امام حسین غالبا ندانسته کاری جز در هم شکستن اندیشه های والای او نداریم.

عدم شناخت از انگیزه و قیام حضرت امام حسین و مبالغه و چرت و پرت گویی و داستان پردازیهای برخی نوحه خوانها و مداحان بی سواد با هدف گریاندن بیشتر مردم مسیر و فلسفه قیام حضرت را کاملا منحرف نموده است و اجرای برخی مراسم شبیه خوانی با دیالوگهای نادرست و گاه مضحک و آمیخته شدن با علم گردانی و قمه زنی اشک امام حسین را در آورده است !!

و شاید برایتان جالب باشد به علت رسوخ کامل این خرافات و بدعت ها در افکار مردم در حال حاضر کوچکترین انتقاد و اعتراض به این خرافه گریها با واکنشهای بسیار شدید مرتجعین با نفوذ محلی روبرو می شود.

پایان کلام اینکه

حیف بر امام حسین و یاران با وفایش

او برای اسلام و شیعیانی شهید شد که ارزش او را نمی دانند.

کاش حسین زنده بود.

او باز هم قیام می کرد اما این بار علیه پیروان دروغین و سینه چاک خودش

آنهایی که به نام اسلام فرزندان مظلوم و بیگناه ایران اسلامی را به خاک و خون می کشند

خون مظلوم بی جواب نمی ماند همان طوری که خون حسین بی جواب نماند

حیف بر امام حسین و یاران باوفای او

اللهم صل علی محمد و آل محمد

یکشنبه بیست و دوم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

نوای کهریزک

 

 

نوای کهریزک

 

 

قبل از آمدنت همه چیز را آماده کرده اند مشتی خزعبلات از قبیل تهدید امنیت ملی اغتشاش تشویش اذهان عمومی و...

یک قاضی مزخرف و خواب آلو سوالات بی ربطی رااز تو می پرسد . فقط نمی دانی این سوالات چه ارتباطی به تو دارد همه چیز طبق برنامه پیش می رود اما این برنامه اصلا وفق مرادت نیست . کاملا خسته و عصبی شده ای. دقایقی بعد صدای دستبند سرد آمریکایی برمچ دستانت تو را آرامش می بخشد. با نقاب و چشم بند سوار ماشین می شوی و ساعتی بعد نمی دانی کجا هستی. کاملا لختت می کنن و بررسی کامل کل سوراخ و سنبه های بدنت را تا چیزی همراه نداشته باشی . وارد بخش قرنطینه می شوی 48 ساعت باید در این بخش بمانی تا اگر احیانا چیزی قورت داده باشی از وجودت دفع شود.

پس از دو روز وارد بند اصلی می شوی یک راهروی بزرگ و سلولهایی مثل قفس حیوان بندت را مشخص می نمایند تخت هایی در سه طبقه با پتوهایی مندرس و قدیمی

کور خوانده ای چون حق نداری روی تخت بخوابی باید چند روزی روی زمین بخوابی تا شاید اگر اتفاقا یک زندانی دلش برایت سوخت پتویی را برایت امانت بدهد

بند کاملا مختلط است عده ای قاچاقچی مواد مخدر قاتلان منتظر اعدام و اوباش و اراذل سبیل کلفت با قیافه هایی مهیب و ترسناک

فیش غذا نداری پس نمی توانی از فروشگاه زندان خرید کنی باید با غذای زندان بسازی

شام کشمش پلو با ماست است با اشتهای کامل می خوری و در کنار یکی از تخت ها دراز می کشی ولی خوابت نمی برد

مگر می توان خوابید غرق در رویا هستی که لگدی ترا به خود می آورد یک زندانی قلدر که  جوراب های کثیفش را به جلو چشمانت چسبانده چاره ای نیست امشب را باید جوراب شست!!

ساعت 30/5صبح غرق خوابی مراقبین بندها بیدارت می کنند وقت نماز است

نماز را بدون وضو در کنار اوباش و اراذل میخوانی جرات رفتن به سجده را نداری!!

نزدیک ظهر در هواخوری درگیری است عده ای با قاشق تیز شده روده های یک زندانی را بیرون می ریزند.

در آن سوی محوطه نیز چند نفر والیبال بازی می کنند.

از طرف مدیریت زندان چند تا آکواریوم و ماهی به راهرو زندان می آورند ظاهرا قرار است عده ای برای بازدید به زندان بیایند. نیم ساعت بعد تمامی ماهیها مرده اند چند زندانی به ماهیها قرص اعصاب داده اند !!!!

اینجا همه چیز بوی مرگ می دهد

نزدیک غروب است دلت گرفته است اما جای فرار نداری کسی هم نیست که با او درد دل کنی چند نفر ملاقاتی دارند اما تو .....

اسمت را نمی خوانند امیدت قطع می شود .

کنار تخت دراز می کشی شاید روزی صاحب تخت شدی

خدا بزرگ است به خودت امید می دهی

به آسمان می نگری دسته ای کبوتر را می بینی که چه زیبا و آزادانه بال می زنند به کبوترها حسودی می کنی

به یاد می آوری روزی را که توهم چون کبوتر آزاد بودی

قسم می خوری وقتی به خانه بازگشتی قناریت را از قفس آزاد کنی

غرق رویایی دلت گرفته اینجا دیگر کسی را نداری کسی نیست تو را دلداری دهد اما نه هنوز چیزی هست که ترا دلداری دهد

به گوشه ای می خزی و به حال خود بی صدا گریه می کنی

 تازه داری خود را فراموش می کنی که صدای تلویزیون زندان

 تو را به واقعیت بر می گرداند و صدای زیبای مجری که می گوید

 اینجا تهران است صدای جمهوری اسلامی ایران

چهارشنبه هجدهم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

بهار در راه است

 

 

بهار در راه است

 

 

 

الان هوا سرد است . سرها در گریبانند. خزان ،شاید هم زمستان است نمی دانم. بزرگان شهر ما زمستانهای زیادی را در یاد دارند زمستانهایی که در اثر سرما هزاران نفر از فقر و گرسنگی مردند.

تا عید زمان زیادی نمانده است . باید طاقت آورد . می شود هنوز دست و پا را حنا گذاشت . می توان هنوز بدون دستکش و کلاه روزگار را سپری کرد. میتوان باز گرسنه خوابید. میتوان از درد نداری به جای دکتر و بیمارستان دست به دامن آویشن و گاو زبان شد. می توان هنوز دشمنان انسان را به دست آقا عباس سپرد. می توان ...

زمستان است.

هوا سرد

خانه ها سوت و کور

دست ها بس خالی

اما می توان دلها را هنوز گرم نگهداشت

روزی برفها آب خواهد شد

پرستوها به خانه باز خواهند گشت

کودکان لبخند خواهند زد

رودها پر آب

سفره ها پر نان

بهار خواهد رسید

خدایا این سفره

چقدر بوی نفت می دهد!!؟؟

 

 

دوشنبه شانزدهم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

مولای مظلوم

 

 

یاد آور غم

 

 

 

 

غدیر خم یاد آور مظلومیت مولا علی

شنبه چهاردهم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

انقلاب چوبی

 

 

انقلاب چوبی

 

 

 

هر که آمد رویش نشست

برایش فرقی نداشت

جوان بود

ساده بود

نمی فهمید

وقتی ماهواره آمد

چشمانش باز شد

ودیگر

برایش مهم بود

چه کسی رویش بنشیند

قروچ قروچ کرد

مدتی روانه زیر زمین شد

ساکت ماند

تسلیم شد

وبه ایوان بازگشت

موریانه ها هجوم آوردند

میخ هایش بیرون آمدند

ناله ای برخاست

خشتکی پاره شد

صندلی لبخند زد

 

لذت شنیدن آخ بر دلش نماند

ساعتی بعد

صدای قهقهه خنده او

فضای شومینه را پر کرده بود

 

 

 

جمعه سیزدهم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

یا حسین

 

 

محرم سبز و سیاه

 

 

 

یا حسین

محرم در راه است

و من

مانده ام که امسال

چگونه بی پروا

نام تو را صدا کنم!!

 

 

چهارشنبه یازدهم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

مرا دریاب

 

 

خدایا مرا دریاب

 

 

 

دیگر کافیست

من از این بازی

 خسته شدم

بازی قایم باشک

من باختم

خدایا

پیدایم کن!!

 

 

 

ستاره های سرقتی

 

 

 

من بیگناهم

خدایا

ستاره هایت را

من ندزدیدم

باور نداری

جیب هایم را بگرد!!!

 

 

سه شنبه دهم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

ملاقات با شیطان

 

 

ملاقات با شیطان

 

دیروز پس از سالها افتخار ملاقات با ابلیس نصیبم شد.فکر نمی کردم این مرد این قدر با شخصیت و با فرهنگ باشد . دقیق و وقت شناس بود. نه جلسه بود نه مرا پشت در نگهداشت . یک مدیر باشخصیت.

.پذیرایی در محیطی ساده ولی پرشکوه و بدون هیچ گونه تشریفات رسمی انجام گرفت. دلش از دست خیلی ها خون بود.

ناراحت بود از دست برخی انسانهایی که کارهای خود را به نام او ثبت می نمایندو....

به هر حال متن این مصاحبه را با هم می خوانیم:

 جناب ابلیس از این که وقت خودتونو در اختیار ما نهادین بی نهایت سپاسگزارم.

خواهش می کنم  به نام خدا بنده تمام و کمال در اختیار شما هستم. عرض ادب و احترام دارم خدمت شما و تمامی دوستان عزیزم در ایران و تبریک میگم خدمت دوستان عزیزم در دولت دهم. بنده هر سوالی داشتین با کمال میل در خدمتم.

 

اصل قضیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

سه شنبه دهم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

موضوع انشا

 

 

الاغ ها ایستاده می میرند!!

 

 

 

 

اولاً ما باید بدانیم که این موضوع انشا از ما چه خواسته است. الاغ موجودی است که دو تا پا دو تا دست و دو تا گوش و یک دهان دارد.

الاغ موجود صبور و الاغی است. از صبح تا شب کار می کند و چه غذا بخورد و چه گرسنه باشد صدایش در نمی آید.

او یاد گرفته که کار کند. او فقط گوش می کند و حرف نمی زند.

او به آزادی نمی اندیشد چون الاغ است!!

الاغ بار می برد.

او همیشه ساکت است. پشه ها اذیتش می کنند. او اعتراض نمی کند چون فکر می کند حق اعتراض ندارد.

همیشه زیر تازیانه است.و صدایش هم در نمی آید چون بویی از انسانیت نبرده است

بر خلاف اسب که می گویند نجیب است الاغ خیلی کم جفتک می اندازد و حتی اجازه می دهد بچه ها نیز سوارش شوند.

تنها آرزوی الاغ این است که روزی در مسابقات اسب سواری شرکت کند!!

وقتی در مدرسه از قاطر می پرسند پدرت کیست؟ می گوید مادرم اسب است. و این استحاله فرهنگی الاغ را سخت آزار می دهد چون بالاخره یک پدر است و احساس دارد و اشک در چشمانش حلقه می زند!!

الاغ حیوان مفیدی است.

از گوشت الاغ در برخی رستورانها غذا درست می کنند.

الاغ همه چیز خوار است. به راحتی گول می خورد. وقتی به چشمش عینک بزنند کاه را با لذت یونجه نوش جان می کند و در گوشه خلوتی عرعر سر می دهد و به زیبایی غلت می زند.

الاغ مرد است!

وقتی انسانها به همدیگر می گویند مرتیکه الاغ!

الاغ احساس شخصیت می کند. او حس می کند که به مرز انسانیت و تکامل نزدیک شده است

او پس از سالها تحمل درد و رنج و اسارت و گرسنگی به اوج می رسد

تمامی دردهایش به پایان می رسد.

و لذت می برد از اینکه بالاخره انسانها او را باور نمودند و سکوت و تحمل او را به حساب الاغ بودن نگذاشتند!

الاغ با آرامش زندگی نکرد. ولی با آرامش خواهد مرد. او پیر شده است .

و انسانها از نگرانی سلامتی بار، بار الاغ را کم تر کرده اند. اما او هر باری را عاقبت به مقصد خواهد رساند هر چند بار سنگین و کج باشد! او ثابت کرده است که بار کج به منزل می رسد!! و انسانها الاغ را دست کم گرفته اند.

او دیگر ساکت است. عرعر نمی کند زیرا احساس می کند.

این کارها در شأن یک مرد الاغ نیست!

او پس از سالها تحمل گرسنگی الان در بهترین نقطه طویله از لگد کوب کردن سبزه ها  لذت می برد!!!!!

 

 

امیدوارم خارج از موضوع ننوشته باشم.

 

 

 

 

زورق شکسته ۹ آذرماه ۸۸

 

دوشنبه نهم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

گلی روی قبر من بکار

 

 

 

گلی روی قبر من بکار

 

 

ظاهرا این چند روز اخیر تمام نوشته های من تحت تاثیر این آهنگ زیبا ی وبلاگم قرار گرفته است ودرستش هم همین است چون این آهنگ واقعا زیباست.

خیلی از دوستان در این هفته اخیر در مورد آهنگ سوالاتی داشتند برخی دوستان نیز اعلام نمودند که این آهنگ خیلی خنده دار است.

 به هر حال این آهنگ به نام  bella ciaoیک آهنگ ایتالیایی است آهنگ «Bella Ciao»،    « خداحافظ زيبا» از سرودهای ملی میهنی ایتالیاست برای یادبود پارتیزان‌های ایتالیایی‌ که در جنگ جهانی دوم به مبارزه با فاشیست‌های ایتالیایی و نازی‌های آلمانی پرداختند و آزادی را برای ایتالیا به ارمغان آوردند. امروزه این آهنگ تنها یادآور پارتیزان‌ها نیست بلکه به نماد مبارزه با فاشیست در ایتالیا تبدیل شده و همچنین به عنوان سرود گروه‌های چپ و کمونيست نیز برگزيده شده است.

هيچ قطعيتي درباره سرچشمه اين ترانه نيست و حتی نويسنده متن آن هم گمنام است.

با هم ترجمه این آهنگ زیبا و بسیار حماسی  را به زبان فارسی می خوانیم.

 

 

یک روز صبح از خواب برخاستم
آه خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ خداحافظ
یک روز صبح وقتی از خواب برخاستم
دشمن همه جا را گرفته بود
ای مبارز!
مرا با خودت ببر
آه خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ خداحافظ
ای مبارز!
من را با خود ببر
زیرا من آماده شهادت هستم
اگر من به عنوان یک مبارز کشته شدم
ای مبارز
آه خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ خداحافظ
اگر من به عنوان یک مبارز کشته شدم
ای مبارز
تو باید بیایی و مرا به خاک بسپاری
اگر من به عنوان یک مبارز کشته شدم
ای مبارز
آه خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ خداحافظ
گر من به عنوان یک مبارز کشته شدم
ای مبارز
تو باید بیایی و مرا به خاک بسپاری
مرا در کوهستان ها به خاک بسپار
آه خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ خداحافظ
مرا در کوهستان ها به خاک بسپار
و گلی روی قبر من بکار
مرا در کوهستان ها به خاک بسپار
آه خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ زیبا، خداحافظ خداحافظ
مرا در کوهستان ها به خاک بسپار
و گلی روی قبر من بکار

 

 

به سفارش مخاطبین عزیزم:

 

دانلود آهنگ Bella ciao

 

 

 

شنبه هفتم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

عید قدیرو قوربان

 

 

عید قدیرو قوربان

 

 

نمی دانم از این قدیر خوشتان می آید یانه چون این قدیر من با غدیر شما هم از لحاظ محتوا و هم نگارش متفاوت است.من عاشق طبیعت و حیوانات هستم .همه ساله به مناسبت رفتن یا تشرف قدیر و قربان به خانه خدا چندین بره زبان بسته قربانی می شوند.قدیر و قربان رباخوار گرانفروش هستند و مال یتیم خور.

آنها با تحصیل مال حرام و حق الناس مکه را هم آلوده کرده اند.

هزاران سنگ دررمی جمرات بر سرو کله آنها می خورد باز هم حیا ندارند.

کار آنها فقط تجدید فراش ، مطالعه رساله ها وکتب دینی در خصوص افزایش قدرت مردانگی و انتخاب همسر خوب و آداب آمیزش است.

قدیر و قربان که اکنون حاج قدیر و حاج قربان خوانده می شوند کاری جز پر کردن جیب حکام عربستان ندارند.

من نه دلم برای ایران می سوزد نه به حال مردم.

من دلم به حال گوسفندانی می سوزد که قربانی امیال و شهوات نفسانی امثال قدیر و قربانها می شوند.

من اگر قدرتی داشتم همین قدیرها و قربانها ی گناهکاررا جلوی گوسفندان بیگناه سر می بریدم البته با رعایت حدود اسلامی و قوانین مربوط به ذبح شرعی.

نمی دانم این مساله اصلا با قوانین جهانی حمایت از حیوانات سازگار است یانه؟؟

آیا این آقایان ناپاک اصلا در حد یک گوسفند برای مملکت ما ارزش و سودی دارند؟؟

نمی دانم عقلم به جایی نمی رسد.

کاش حضرت ابراهیم سر حضرت اسماعیل را همین جوری شوخی شوخی می برید تا شاهد این همه کشتار نباشیم!!

حیف بر این همه گوسفند زبان بسته!!

مرگ بر حجاجی که کعبه  دل را به خاطر کعبه گل ویران کرده اند.

حیف بر اسلام

دینی که دارد به تباهی کشیده می شود.

حیف بر گوسفند.

 

 

 

عید سعید خم و قربان بر حجاج راستین مبارک باد

 

جمعه ششم آذر 1388  توسط زورق شکسته  |

 

 



(ماهی سیاه کوچولو)
مرگ خیلی آسان می تواند الآن به سراغ من بیاید.اما من تا زمانی که می توانم زنده بمانم هرگز به استقبال مرگ نخواهم رفت. اما اگر روزی ناچار با آن روبرو شدم که می شوم مهم نیست.
مهم این است که زندگی یا مرگ من چه تاثیری در زندگی دیگران داشته باشد.
(به یاد صمد بهرنگ)







blackfish64@gmail.com

 

 

ولایت فقیه
برای امام حسین عزیزم
نوای کهریزک
بهار در راه است
مولای مظلوم
انقلاب چوبی
یا حسین
مرا دریاب
ملاقات با شیطان
موضوع انشا
گلی روی قبر من بکار
عید قدیرو قوربان
مرگ آرزوهای من
موضوع انشا
برای 16 آذر
روزی که ما نبودیم
باز بی خواب شدم
دستان من
چشمان من
پدر مادر ما متهمیم
از رنجی که می بریم
تخت جمشید
باغهای معلق بابل
کاخ گلستان
آتشکده های ایران
مقبره هالیکارناسوس
منار جنبان
تاج محل هندوستان
فانوس الکساندریا
معبد آرتمیس

 

هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387

 

 

RSS 2.0
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog

Designed By ParsTheme