|
وقتی که اسبها می تازند

چند سال پیش ماه محرم را تبریز بودم به اصرار یکی از دوستان که از مقامات دولتی هم هست شب را مسجد مارالان رفتیم که یکی از محلات بسیار قدیمی تبریز است.
شب سخنرانی به نام آقای حجه الاسلام نظری از ارومیه آمده بودند که در مورد سایت های ضد شیعه و وهابیون روشنگری نمایند. ایشان در بخشی از بیانات خود اعلام نمودند روز عاشورا قاتلان امام حسین سیصد هزار نفر بودند . آنها برای این که جنازه شهدا تکه پاره شود نعل تمامی اسبها را عوض کردند و بر جنازه ها تاختند و تمامی شهدا زیر سم اسبان تکه تکه شدند.
مردم با شنیدن این سخنان بر سر و روی خود می کوبیدند و فضای عجیبی شکل گرفته بود.
من مانند انسانهای بی اعتقاد فقط روی یک تکه کاغذ آمار و ارقام را آنالیز می کردم که متاسفانه عقلم به جایی نرسید.
در زمان قدیم هر نعل نزدیک نیم کیلو وزن داشت که برای هر اسب نزدیک دو کیلو نعل لازم است که به اضافه میخ و چکش هر محموله نزدیک سه کیلو می شود .
اگر سه ضربدر سیصد هزار اسب شود رقمی حدود نهصد تن نعل و میخ می شود که با عقل جور در نمی آید از طرفی برای نعل کردن یک اسب دو نفر لازم است یکی باید اسب را نگه دارد تا دیگری نعل را بکوبد.
بسیاری از ما در زمان استرس حتی قادر به کوبیدن یک میخ تابلو بر دیوار نیستیم نمی دانم در آن فضای پر از استرس چگونه عده ای با آرامش خاطر به فکر تعویض نعل و تاختن بر جنازه شهدا افتاده بوده اند.
آنچه که مورد قبول است اصل تاختن بر جنازه مطهر شهداست . پس از پایان عاشورا عده ای از مردم و دشمنان حضرت امام حسین نعل همین اسبها را به عنوان تبرک برداشتند و بر در خانه ها و مغازه های خود آویزان نمودند که برایشان برکت بیاورد.
آنها اعتقاد داشتند که حضرت امام حسین و یارانش دشمن خدا بودند.
برایم بسیار جالب است که هنوز بسیاری از مردم ایران نیز بدون اینکه اطلاعی از اصل قضیه و ریشه های این نعل داشته باشند هنوز هم نعل را بر در مغازه های خود دارند نمونه این نعل ها را می توانید در تهران میدان 7 تیر و پیاده روهای امتداد مسجد الجواد ببینید.
به هر حال سخنان این برادر عزیز روحانی نه تنها رفع ابهام نکرد بلکه اصل قضیه شهادت و قیام کربلا را هم زیر سوال برد و ابهامات جدیدی را هم رقم زد.
واقعیت این است که برای بسیاری از علمای دینی شیعه اصل گریاندن مردم به هر قیمت است.
درحال حاضر کسی نمی پرسد حسین و یارانش چرا به شهادت رسیدند مهم این است که چگونه شهید شدند!!
قیام و شهادت حضرت امام حسین و یاران با و فایش بزرگترین تراژدی تاریخ جهان تشیع است.
حسین شهید شد تا اسلام بماند.
حسین برای اسلامی شهید شد که ارزشش را داشت.
او بین مرگ با عزت و زندگی در خفت مرگ را برگزید مرگی که برای اسلام جاودانگی را در بر داشت.
اما ما تا چه حد او را شناخته ایم ؟
نمی دانم آیا امام حسین و یارانش با دیدن خرافات و بدعت های مربوط به مراسم مذهبی ویژه ماه محرم دلشان به درد می آید یانه؟؟
اعتقاد من بر این است که یزید جسم امام حسین را کشت و لی نتوانست اندیشه و روح او را در هم بشکند.
اما ما به عنوان پیروان امام حسین غالبا ندانسته کاری جز در هم شکستن اندیشه های والای او نداریم.
عدم شناخت از انگیزه و قیام حضرت امام حسین و مبالغه و چرت و پرت گویی و داستان پردازیهای برخی نوحه خوانها و مداحان بی سواد با هدف گریاندن بیشتر مردم مسیر و فلسفه قیام حضرت را کاملا منحرف نموده است و اجرای برخی مراسم شبیه خوانی با دیالوگهای نادرست و گاه مضحک و آمیخته شدن با علم گردانی و قمه زنی اشک امام حسین را در آورده است !!
و شاید برایتان جالب باشد به علت رسوخ کامل این خرافات و بدعت ها در افکار مردم در حال حاضر کوچکترین انتقاد و اعتراض به این خرافه گریها با واکنشهای بسیار شدید مرتجعین با نفوذ محلی روبرو می شود.
پایان کلام اینکه
حیف بر امام حسین و یاران با وفایش
او برای اسلام و شیعیانی شهید شد که ارزش او را نمی دانند.
کاش حسین زنده بود.
او باز هم قیام می کرد اما این بار علیه پیروان دروغین و سینه چاک خودش
آنهایی که به نام اسلام فرزندان مظلوم و بیگناه ایران اسلامی را به خاک و خون می کشند
خون مظلوم بی جواب نمی ماند همان طوری که خون حسین بی جواب نماند
حیف بر امام حسین و یاران باوفای او
اللهم صل علی محمد و آل محمد |